ميرزا على خان نائينى ( صفاء السلطنة )
52
گزارش كوير ( سفرنامه صفاء السلطنه نايينى " تحفة الفقراء " ) ( فارسى )
اشتغال نمايم . سلطان ملكشاه وى را احماد نموده ، ارسلان خاتون دختر سليمانشاه عم خود را به عقد وى درآورده به اصفهان فرستاد . و پيغام داد كه يزد دار العباده و اقطاع ابدى آن جناب است . بايد كه بدان صوب توجه فرموده ، به عبادت الهى پردازند . علاء الدوله در سنهء اربع و خمسماة بدان بلد آمده ، از آن زمان يزد به دار العباده ملقب گرديد و در سنهء اثنى و ثلثين خمسماة بفرموده تا به تازه بر گرد شهر بارهاى كشيدند و چهار دروازه گشودند و دروب آهنين بر آنها نصب نمودند . دربى به كوشك نو و دربى به قطريان كه اكنون به درب شاهى اشتهار دارد و ديگرى به كيا و درب ديگر به مهرجرد موسوم گرديد . گويند علاء الدوله را چهار امير بوده ، يكى ابو مسعود بهشتى كه باغ و محلهء بهشتى را احداث و آباد نموده ، ديگر ابو يعقوب ديلمى كه قنات و محله يعقوبى را حفر و آباد كرده ، ديگر ابو يوسف و آن ديگر كيانرسو كه در سنهء سبع عشر و خمسماة ، قنات نرسوآباد را جارى ساخته و در محلهء سرريگ مدرسهء عالى طرح انداخته و ارسلان خاتون زوجهء علاء الدوله مسجدى بنياد نهاده منارى بر پاى كرده ، و اين اول منارهايست كه در يزد بالا كشيدهاند . و در سنهء 832 اثنى و ثلثين و ثمانماة فتورى در آن راه يافته ، بيفتاد و آن مسجد نيز كه در جنب مسجد جامع واقع بود ، روى به انهدام نهاده ، الان جز مشت خاكى از آن چيزى نشان نمىدهند . باز بر سر روزنامه رويم . خلاصه وارد شهر شده ، مستقيما به كاروانسراى حاجى غلامرضا منزل شد . چند نفر از مردم نائين هم در اين كاروانسرا هستند . خيلى مراقبت نمودند . از وقايع نائين و احوال والد پرسيدم . از ناخوشى اول سال و نقاهت حاليه و انتظارى كه از ورود اين بنده داشتهاند ، شرحى بيان كردند . بعد از ظهر عزيمت زيارت سيد ابو جعفر محمد ابن على بن احمد بن على العريضى ابن جعفر الصادق عليهم السلام نمودم . تفصيل نسب و حسب ايشان در اين رساله كه بالاصاله فرع زيارت است اجمالا لازم افتاده ، معروض مىدارد كه از قرارى كه در تاريخ مفيدى مسطور است ، آن جناب در زمان تسلط متوكل عباسى بر خلاف عادت سلسلهء قريش سرتراشيده نسبنامهء مبارك خود را در مشمعى تعبيه نموده ، در مطهره آب انداخته ، به فحواى الفرار مما لا يطاق من سنن المرسلين از مدينهء طيبه هجرت نموده و رفتهرفته از ديار غربى